اسلام مسئولیتی روشن بر دوش بزرگسالان در قبال مراقبت و حفاظت از کودکان میگذارد. این مسئولیت مشترک است و تنها به والدین محدود نمیشود.
مسئولیت خانوادهها
والدین نگهبانان اصلی کودکاناند و در برابر الله ج نسبت به تربیت، مصونیت و آموزش فرزندانشان پاسخگو هستند. اسلام تأکید میکند که غفلت از رفاه یا آموزش کودک، کوتاهی جدی در انجام مسئولیت محسوب میشود.
پیامبر محمد (صلّیاللهعلیهوسلّم) فرمودند:
كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ
»همهٔ شما نگهبان هستید و همهٔ شما در برابر امانتهای خود مسئولید. «
(صحیح بخاری؛ صحیح مسلم)
این حدیث اصل پاسخگویی را بهروشنی بیان میکند. والدین موظفاند از کودکان در برابر آسیب حفاظت کنند، حمایت عاطفی فراهم سازند و فرصتهای یادگیری و رشد را برای آنان مهیا نمایند.
در افغانستان، بسیاری از خانوادهها با مشکلات اقتصادی روبهرو هستند که بر آموزش کودکان اثر میگذارد. با این حال، این فشارها میتواند خطر قرار گرفتن کودکان در معرض آسیب، غفلت یا استثمار را افزایش دهد. خانوادهها ممکن است برای تأمین معیشت به راهکارهایی متوسل شوند که رفاه یا آیندهٔ کودک را تحت تأثیر قرار میدهد.
مسئولیت آموزگاران
در اسلام، آموزش حرفهای شریف و جایگاهی مبتنی بر امانت است. آموزگاران تنها انتقالدهندگان دانش نیستند؛ بلکه راهنمایان اخلاقی و الگوهای رفتاری نیز بهشمار میآیند. این جایگاه، مسئولیتی سنگین برای رفتار همراه با صداقت، شکیبایی و مراقبت ایجاد میکند.
پیامبر محمد (صلّیاللهعلیهوسلّم) در برخورد با کودکان نهایت مهربانی را نشان میدادند و هرگز در آموزش از خشونت استفاده نکردند؛ بلکه اشتباهات را با حکمت و نرمی اصلاح میکردند. این شیوه، الگوی روشنی برای آموزش در چارچوب اسلامی ارائه میدهد.
پیامد عملی برای آموزگاران:
آموزگاران باید از انضباط مبتنی بر ترس، تنبیه بدنی و سوءرفتار عاطفی پرهیز کنند و بهجای آن، توضیح، تشویق و مدیریت مثبت رفتار را بهکار گیرند. در اسلام، اقتدار با مسئولیت همراه است، نه با اعمال قدرت.
مثال:
در یک مدرسهٔ دینی، معلمی که به تنبیه بدنی عادت دارد، در آموزش مصونسازی با محور دیدگاههای اسلامی شرکت میکند. با تأمل بر آموزههای اسلامی دربارهٔ رحمت و پاسخگویی، او روشهای انضباطی غیرخشونتآمیز را بهکار میگیرد. حضور شاگردان بهبود مییابد و احترام متقابل میان معلم و شاگردان تقویت میشود.
مسئولیت جامعه
اسلام بر مسئولیت جمعی در حفاظت از کودکان تأکید دارد. جامعه موظف است از آسیب جلوگیری کند، از خانوادهها حمایت نماید و در برابر بیعدالتی خاموش نماند.
الله متعال میفرماید:
وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ
»و در نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید«.
(سورهٔ مائده، 5:2)
این آیه جوامع را به همکاری برای حفاظت از کودکان و ترویج رفاه فرا میخواند. سکوت در برابر آسیبدیدن کودکان با اخلاق اسلامی سازگار نیست.
در افغانستان، بزرگان جامعه، عالمان دینی و افراد بانفوذ محلی نقش مهمی در شکلدهی نگرشها دارند. تعامل هدفمند با این گروهها بر پایهٔ ارزشهای اسلامی میتواند تلاشهای حفاظت از کودک را در برنامههای آموزشی تقویت کند.
اسلام بهصورت روشن همهٔ اشکال آسیب، بیعدالتی و استثمار را منع میکند، بهویژه در قبال افرادی که ضعیف یا وابستهاند.
یکی از مهمترین اصول حقوقی و اخلاقی در اسلام چنین بیان شده است:
لَا ضَرَرَ وَلَا ضِرَارَ
»نه ضرر رساندن جایز است و نه مقابله به ضرر. «
(روایتشده توسط ابن ماجه؛ مورد پذیرش علما)
این اصل بهطور مستقیم در حوزهٔ حفاظت از کودک قابل تطبیق است. هر عملی که موجب آسیب جسمی، عاطفی یا روانی به کودک شود، بدون توجه به نیت، در اسلام ممنوع است.