2.8 حمایت روانی–اجتماعی از طریق آموزش
حمایت روانی–اجتماعی (Psychosocial Support – PSS) به اقداماتی اطلاق میشود که رفاه عاطفی، اجتماعی و روانی کودکان را تقویت میکند. در برنامههای آموزشی، PSS به معنای درمان یا مداخلهٔ کلینیکی نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که از طریق یادگیری، تابآوری و بهبودی کودکان را حمایت میکند (رهنمودهای صحت روانی و حمایت روانی–اجتماعی در شرایط اضطراری، IASC).
Why education is a powerful PSS platform
چرا آموزش بستری نیرومند برای حمایت روانی–اجتماعی است
آموزش از رفاه روانی–اجتماعی از طریق موارد زیر حمایت میکند:
• ایجاد روال و ساختار در محیطهای بیثبات
• فراهمسازی فضاهای ایمن برای تعامل مثبت کودکان
• ایجاد فرصت برای رشد طبیعی
• شکلدادن روابط مثبت با بزرگسالان دلسوز و همسالان
در افغانستان، با توجه به محدودبودن دسترسی به خدمات تخصصی صحت روانی، محیطهای آموزشی اغلب پایدارترین و در دسترسترین منبع حمایت روانی–اجتماعی برای کودکان بهشمار میروند.
نقش فعالان آموزشی در حمایت روانی–اجتماعی
فعالان آموزشی متخصصان صحت روانی نیستند؛ اما با اقدامات زیر نقش حیاتی ایفا میکنند:
• ایجاد محیطهای قابل پیشبینی، ایمن و محترمانه
• مشاهدهٔ مستمر وضعیت رفاه کودکان
• پاسخدهی همراه با همدلی و شکیبایی
• تشویق حمایت همسالان
• ارجاع کودکان در صورت نیاز به حمایت تخصصی
این نقش با معیارهای حفاظت از کودک که بر حمایت زودهنگام و پیشگیری تأکید دارد، همراستا است.(معیارهای حداقلی حفاظت از کودک در اقدامهای بشردوستانه، CPWG).
مثال:
یک معلم هر روز را با یک روال کوتاه آغاز میکند که شامل سلامدادن به شاگردان با نام و مرور برنامهٔ روز است. این اقدام ساده اضطراب را کاهش داده و احساس ایمنی و تعلق کودکان را تقویت میکند.
حمایت روانی–اجتماعی مبتنی بر صنف شامل شیوههای روزمرهٔ تدریس است که ایمنی عاطفی، شمولیت و روابط مثبت را تقویت میکند. این شیوهها برای همهٔ کودکان مفید است، نه فقط کودکانی که بهطور آشکار دچار پریشانی هستند.
ایجاد محیط حمایتی در صنف
صنفهای حمایتی دارای ویژگیهای زیر اند:
• روالهای قابل پیشبینی
• قواعد روشن و عادلانه
• ارتباط محترمانه
• فرصتهای معنادار برای مشارکت
• نبود انضباط مبتنی بر ترس
چنین محیطهایی به کودکان کمک میکند احساس امنیت داشته باشند، فعالانه مشارکت کنند، پرسش بپرسند و بهگونهٔ مؤثر یاد بگیرند.
راهبردهای تدریس حمایتی
معلمان و تسهیلگران میتوانند از راهبردهای زیر استفاده کنند:
• مدیریت رفتار بهصورت آرام، منسجم و قابل پیشبینی
• فراهمکردن وقفههای کوتاه برای حرکت یا آرامسازی
• تشویق کار گروپی و همکاری میان همسالان
• توجه به تلاش کودکان، نه فقط نتایج نهایی
• شکیبایی در برابر دشواریهای تمرکز و یادگیری
مثال:
در صنفی که شمار زیادی از کودکان بیجا شده حضور دارند، معلم فعالیتهای گروپی ساختارمند را معرفی میکند که تعامل میان همسالان را تقویت مینماید. کودکان بهتدریج از یکدیگر حمایت میکنند، احساس انزوا کاهش مییابد و میزان مشارکت افزایش پیدا میکند.