چارچوبهای مصونسازی و پیشگیری از سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی (PSEA)
چارچوبهای بینالمللی مصونسازی (Safeguarding) و پیشگیری از سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی (Prevention of Sexual Exploitation and Abuse – PSEA) بر تمام نهادهایی که با کودکان کار میکنند، قابل تطبیق میباشند.
این چارچوبها تصریح میکنند که:
• هرگونه سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی توسط کارمندان بهصورت مطلق ممنوع است
• عدم توازن قدرت میان بزرگسالان و کودکان، رضایت واقعی را ناممکن میسازد
• نهادها مکلفاند از سوءرفتار پیشگیری کرده، موارد را گزارش دهند و به آن پاسخ مناسب ارائه کنند
• کودکان باید به میکانیزمهای مصون و قابلاعتماد گزارشدهی دسترسی داشته باشند
در برنامههای آموزشی، این چارچوبها مسئولیت نهادها را برای محافظت از کودکان در برابر آسیبهایی که ممکن است از سوی کارمندان، داوطلبان یا شرکای اجرایی وارد شود، تقویت مینماید.
چارچوبهای حقوقی و پالیسیهای ملی تعیین میکنند که معیارهای بینالمللی چگونه در سطح کشور تفسیر و تطبیق شوند. در افغانستان، حفاظت از کودک در برنامههای آموزشی تحت تأثیر قوانین، پالیسیها و مقررات اداری قرار دارد؛ هرچند تطبیق آنها بهدلیل محدودیتهای موجود میتواند متفاوت باشد.
چارچوب حقوقی مرتبط با آموزش
نظام آموزشی افغانستان بر اساس قوانین و پالیسیهای ملی آموزش تنظیم میگردد که موارد زیر را مشخص میسازد:
• دسترسی به آموزش
• اداره و مدیریت مکاتب و مراکز آموزشی
• مسئولیتهای نهادها و مراجع آموزشی
• رفتار و انضباط شاگردان
این قوانین عموماً حق کودکان به آموزش را بهرسمیت میشناسند و نقش مکاتب را در فراهمسازی محیطهای آموزشی مصون تعریف میکنند.
احکام مرتبط با حفاظت از کودک
چارچوبهای ملی مرتبط با حفاظت از کودک معمولاً شامل احکامی در مورد موارد زیر است:
• محافظت از کودکان در برابر سوءاستفاده، غفلت و بهرهکشی
• تنظیم و محدودسازی کار کودک
• ممنوعیت شیوههای مضر برای کودکان
• حفاظت از کودکان در محیطهای سازمانی
هرچند اجرای این احکام همواره یکدست نیست، اما انتظار حقوقی روشنی را ایجاد میکند که کودکان باید از آسیب محافظت شوند، از جمله در محیطهای آموزشی.
اهمیت برای برنامههای آموزشی
برای کارمندان آموزشی، قوانین و پالیسیهای ملی به این معنا است که:
• مکاتب و مراکز آموزشی باید بهگونهای فعالیت کنند که مصونیت کودکان تضمین گردد
• انضباط خشن یا سوءاستفادهآمیز با معیارهای ملی و بینالمللی سازگار نیست
• کار کودک که مانع آموزش میشود، یک نگرانی حفاظتی محسوب میگردد
• نهادهای آموزشی مسئول پاسخگویی به خطراتی هستند که شاگردان را متأثر میسازد
مثال:
یک مکتب متوجه میشود که چند تن از شاگردان بهدلیل مصروفیت کاری در صنفها حاضر نمیشوند. کارمندان آموزشی این وضعیت را بهعنوان یک نگرانی حقوقی و حفاظتی شناسایی کرده و با بزرگان جامعه و خدمات حمایتی برای کاهش ترکتعلیم هماهنگی میکنند.