جنسیت و دسترسی به حفاظت
هنجارهای جنسیتی میتواند بر تمایل کودکان به گزارش نگرانیها اثر بگذارد. دختران ممکن است از شرم یا محدودیت بترسند و پسران ممکن است نگران برداشت «ضعف» باشند. فعالان آموزشی باید سازوکارهای گزارشدهی و حمایتی حساس به جنسیت را ایجاد و تقویت کنند.
کودکان دارای معلولیت با لایههای متعددی از محرومیت اجتماعی و خطرات حفاظتی روبهرو هستند. در افغانستان، معلولیت میتواند با منازعه، بیماری، آسیبدیدگی یا نبود خدمات صحی مرتبط باشد. آموزش شمولگرا هم یک موضوع حقوقی است و هم یک موضوع حفاظت از کودک (رهنمودهای آموزش شمولگرا – یونیسف).
موانع رایج پیشِروی کودکان دارای معلولیت
این موانع میتواند شامل موارد زیر باشد:
• دسترسناپذیری فیزیکی مکاتب
• نبود روشهای تدریس سازگارشده
• نگرشهای منفی یا ننگ اجتماعی
• قلدری و نادیده گرفته شدن توسط همسالان
• کمبود آگاهی در میان معلمان
وقتی کودکان دارای معلولیت نادیده گرفته میشوند یا به حاشیه رانده میشوند، خطر غفلت، سوءرفتار و ترک مکتب افزایش مییابد.
خطرات حفاظتی مرتبط با نادیده گرفته شدن
نادیده گرفته شدن میتواند منجر به موارد زیر شود:
• انزوا و کاهش اعتمادبهنفس
• افزایش آسیبپذیری در برابر سوءرفتار
• محدودشدن توان درخواست کمک
• کاهش نظارت بزرگسالان
شیوههای آموزش شمولگرا با افزایش دیدهشدن، مشارکت و حمایت، این خطرات را کاهش میدهد.
هدف این مادیول تقویت درک فعالان آموزشی از این است که چگونه جنسیت، معلولیت و نادیده گرفته شدن اجتماعی، خطرات حفاظت از کودک را در محیطهای آموزشی افغانستان شکل میدهد. اشتراککنندگان خطرات و موانع مبتنی بر جنسیت، شمولیت کودکان دارای معلولیت، اهمیت حساسیت فرهنگی و هنجارهای اجتماعی، و راههای عملی کاهش ننگ و تبعیض را بررسی میکنند. این مادیول بر شیوههای آموزشی شمولگرا، محترمانه و حساس به حفاظت تأکید دارد تا اطمینان حاصل شود همهٔ کودکان بتوانند بهگونهٔ ایمن و با کرامت به آموزش دسترسی داشته باشند.
رویکردهای عملی شمولگرا
برنامههای آموزشی میتوانند از طریق اقدامات زیر شمولیت را تقویت کنند:
• انجام تعدیلات سادهٔ فیزیکی در صورت امکان
• استفاده از روشهای تدریس انعطافپذیر
• تشویق حمایت و همکاری همسالان
• رسیدگی فوری به قلدری
• تعامل محترمانه با مراقبان کودک
مثال:
کودکی با معلولیت فیزیکی اغلب از فعالیتهای گروپی کنار گذاشته میشود. پس از آموزش معلمان دربارهٔ شمولیت، فعالیتهای گروپی بهگونهای بازطراحی میشود که همهٔ کودکان بتوانند مشارکت کنند. مشارکت کودک افزایش مییابد و نگرش همسالان بهبود پیدا میکند.
حساسیت فرهنگی در شرایط اجتماعی متنوع افغانستان یک ضرورت اساسی است. برنامههای آموزشی باید ضمن تعامل محترمانه با ارزشها و هنجارهای جوامع محلی، اصول حفاظت از کودک را بهگونهٔ پایدار رعایت و تطبیق کنند. (حداقل معیارهای حفاظت از کودک در اقدامات بشردوستانهCPWG)
ایجاد توازن میان حفاظت و هنجارهای فرهنگی
شیوهها و باورهای فرهنگی میتواند بر موارد زیر تأثیر بگذارد:
• نقشهای جنسیتی
• نگرش نسبت به ناتوانی
• روشهای انضباط
• انتظارات از رفتار کودکان
در حالیکه احترام به فرهنگ اهمیت دارد، این احترام هرگز نباید توجیهکنندهٔ آسیب یا تبعیض باشد. فعالان آموزشی باید این توازن را با دقت، آگاهی و مسئولیتپذیری مدیریت کنند.
مشارکت خانوادهها و جوامع
راهبردهای مؤثر در این زمینه شامل موارد زیر است:
• مشورت زودهنگام با والدین و بزرگان جامعه
• استفاده از زبان محترمانه و گفتگوی سازنده
• توضیح نگرانیهای حفاظتی بهصورت عملی و قابل فهم
• مشارکت افراد مورد اعتماد جامعه
• نشاندادن فواید آموزش شمولگرا بهصورت ملموس
مثال:
در ابتدا، یک جامعه با شمولیت کودک دارای معلولیت مخالفت میکند. از طریق گفتگو و نمایش پیشرفت آموزشی کودک، نگرشها بهتدریج تغییر میکند و میزان پذیرش افزایش مییابد.
مشارکت حساس به جنسیت
رویکردهای مشارکت باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
• مشارکت همزمان مراقبان مرد و زن
• استفاده از کارمندان زن برای گفتگو با مادران، در صورت لزوم
• ایجاد فضاهای امن برای بحث و تبادل نظر
مشارکت حساس به فرهنگ و جنسیت، اعتماد را تقویت کرده و مقاومت اجتماعی را کاهش میدهد.
ننگ و تبعیض، نتایج آموزش و حفاظت از کودک را بهطور جدی تضعیف میکند. کودکانی که با ننگ مواجهاند، کمتر به مکتب میآیند، مشارکت میکنند یا نگرانیهای خود را گزارش میدهند (پایاندادن به خشونت و تبعیض در مکاتب – یونیسف).
مثالهای ننگ در محیطهای آموزشی
ننگ ممکن است متوجه گروههای زیر باشد:
• دخترانی که در صنوف بالاتر به آموزش ادامه میدهند
• کودکان دارای معلولیت
• کودکان بیجا شده
• کودکان متعلق به گروههای اقلیت یا بهحاشیهراندهشده
تبعیض میتواند آشکار یا پنهان باشد، اما در هر دو حالت تأثیر منفی قابلتوجهی بر سلامت روان و رفاه کودکان دارد.
نقش فعالان آموزشی در کاهش ننگ
فعالان آموزشی میتوانند با اقدامات زیر به کاهش ننگ و تبعیض کمک کنند:
• الگو بودن در رفتار محترمانه و شمولگرا
• رسیدگی فوری به زبان و رفتار تبعیضآمیز
• ترویج پیامهای مثبت و شمولگرا
• تشویق احترام متقابل میان همسالان
• تطبیق قواعد عادلانه و منسجم
مثال:
کودک بیجا شدهای بهدلیل لهجه و پوشش مورد تمسخر قرار میگیرد. معلمان بهسرعت مداخله میکنند، قواعد احترام را تقویت مینمایند و فعالیتهای گروپی شمولگرا را سازماندهی میکنند. قلدری کاهش مییابد و کودک دوباره در یادگیری مشارکت میکند.
ایجاد فرهنگ مکتب شمولگرا
فرهنگ مکتب شمولگرا شامل موارد زیر است:
• قواعد روشن ضدتبعیض
• تعهد آشکار به شمولیت
• بازنمایی مثبت تنوع
• تطبیق منسجم معیارهای رفتاری
زمانیکه شمولیت بهعنوان یک هنجار پذیرفته میشود، خطرات حفاظتی برای همهٔ کودکان کاهش مییابد.
این مادیول بررسی کرد که چگونه جنسیت، معلولیت و نادیده گرفته شدن اجتماعی، خطرات حفاظت از کودک را در محیطهای آموزشی افغانستان شکل میدهد. در این مادیول، موانع مبتنی بر جنسیت که دختران و پسران با آن روبهرو هستند، خطرات حفاظتی کودکان دارای ناتوانی یا معلولیت، اهمیت حساسیت فرهنگی و مشارکت جامعه، و راهبردهای عملی برای کاهش ننگ و تبعیض مورد بحث قرار گرفت. تأکید شد که آموزش شمولگرا یک راهبرد اساسی حفاظت از کودک است. با بهکارگیری رویکردهای حساس به جنسیت و شمولگرا، فعالان آموزشی میتوانند محیطهای یادگیری امنتری ایجاد کنند که کرامت را محترم بشمارد، مشارکت را تقویت کند و از همهٔ کودکان محافظت نماید.