هدف این مادیول ایجاد درکی روشن، عملی و کاربردی از مصونسازی (Safeguarding) و پیشگیری از استثمار و سوءاستفادهٔ جنسی (Prevention of Sexual Exploitation and Abuse) در چارچوب برنامههای آموزشی افغانستان است. اشتراککنندگان با مسئولیتهای مصونسازی سازمانی، هدف و کاربرد اصول رفتاری (Codes of Conduct)، اصول اساسی پیشگیری از استثمار و سوءاستفادهٔ جنسی، و اهمیت سازوکارهای پاسخگویی آشنا میشوند. این مادیول به فعالان آموزشی کمک میکند تا تعهدات مصونسازی را به عمل روزمره تبدیل کرده و اطمینان حاصل نمایند که برنامههای آموزشی منجر به آسیب نمیشوند و کودکان از سوءرفتار افرادی که در موقعیت اعتماد قرار دارند، محافظت میگردند.
مصونسازی (Safeguarding) به مسئولیت سازمانها در پیشگیری از آسیب به کودکان و سایر افراد آسیبپذیر اطلاق میشود؛ آسیبی که ممکن است در نتیجهٔ عملکرد کارمندان، عملیات و برنامههای سازمان بهوجود آید. در برنامههای آموزشی، مصونسازی محدود به متخصصان حفاظت از کودک نیست؛ بلکه یک مسئولیت اساسی سازمانی است که بر تمامی کارمندان، داوطلبان، مشاوران و شرکای اجرایی تطبیق میشود.
در سطح بینالمللی، مصونسازی بهعنوان مجموعه اقداماتی تعریف میشود که سازمانها برای پیشگیری از استثمار، سوءاستفاده و آزار جنسی و برای تضمین رفتار ایمن و اخلاقی کارمندان انجام میدهند (چارچوب مصونسازی کودکان یونیسف؛ معیارهای مصونسازی سازمان نجات کودکان). در محیطهای آموزشی، تمرکز مصونسازی بهطور ویژه بر حفاظت از کودکان در برابر آسیبهایی است که ممکن است توسط بزرگسالان دارای صلاحیت، اقتدار یا نقش آموزشی ایجاد شود.
مسئولیت مراقبتی سازمان
سازمانهایی که برنامههای آموزشی را تطبیق میکنند، در قبال کودکانی که در فعالیتهای آنها شرکت دارند، مسئولیت مراقبتی مستقیم دارند. این مسئولیت شامل موارد زیر میشود:
• طراحی برنامههایی که خطرات حفاظتی را به حداقل برساند
• جذب، استخدام و مدیریت مسئولانهٔ کارمندان
• ارائهٔ رهنمودهای روشن در مورد رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول
• تضمین فراهمبودن محیطهای یادگیری ایمن
• ایجاد سازوکارهای روشن گزارشدهی و پاسخگویی
کوتاهی در انجام مسئولیتهای مصونسازی میتواند کودکان را در معرض آسیب قرار دهد و سازمانها را با پیامدهای جدی اخلاقی، حقوقی و اعتباری مواجه سازد.
در شرایط افغانستان:
در بسیاری از برنامههای آموزشی در افغانستان، کارمندان افرادی مورد احترام جامعه یا آموزگاران دارای اقتدار مستقیم بر کودکان هستند. این نابرابری قدرت، اهمیت استقرار نظامهای قوی مصونسازی را افزایش میدهد؛ زیرا کودکان ممکن است خود را ناتوان از بیان نگرانیها یا گزارش سوءرفتار احساس کنند.
مثال:
یک سازمان غیردولتی که آموزش مبتنی بر جامعه را اجرا میکند، تسهیلکنندگان را بدون آشنایی کافی با اصول مصونسازی استخدام مینماید. با گذشت زمان، بهدلیل ناآگاهی کارمندان از مرزهای حرفهای، نقض حدود رفتاری رخ میدهد. پس از معرفی آموزش اجباری مصونسازی و نظارت منظم، رفتار کارمندان بهبود یافته و میزان خطرات کاهش مییابد.
(مسئولیتهای مصونسازی سازمانی – یونیسف)