نقش کارمندان و جامعه در تأمین مصونیت
کاهش خطرات زمانی مؤثرتر میگردد که:
· تسهیلکنندگان با اصول ابتدایی مصونیت آشنایی داشته باشند
· والدین به محیط آموزشی اعتماد داشته باشند
· اعضای جامعه از مسیرهای امن و نظارت حمایت نمایند
· موضوعات مصونیتی بهسرعت گزارش شده و به آنها بهگونه مناسب رسیدگی صورت گیرد
در شرایط اضطراری، کودکانی که از پیش در حاشیه قرار داشتهاند، معمولاً نخستین گروههایی هستند که از آموزش بازمیمانند. شمولیت باید آگاهانه، هدفمند و عملی باشد. این بخش بر سه گروه مشخص تمرکز دارد: دختران، کودکان بیجاشده و کودکان دارای معلولیت. شمولیت به این معنا است که موانع موجود برداشته شود تا این کودکان بتوانند بهگونه امن، با کرامت انسانی و بهصورت پایدار به آموزش دسترسی داشته و آن را ادامه دهند.
شمولیت دختران
در افغانستان، دختران ممکن است با موانع ذیل مواجه شوند:
· نگرانیهای مصونیتی در مسیر رفتوآمد
· ترجیحهای فرهنگی برای حضور تسهیلکنندگان زن
· افزایش مسئولیتهای خانوادگی در نتیجه بحرانها
· پذیرش اجتماعی شرایط آموزشی
· نبود حریم خصوصی و تسهیلات مناسب
راهبردهای عملی برای بهبود دسترسی دختران شامل موارد ذیل میباشد:
· ایجاد مراکز موقت آموزشی در نزدیکی جوامع برای کاهش خطرات رفتوآمد
· مشوره با سرپرستان زن و زنان جامعه (در صورت امکان)
· تنظیم زمانبندیهای امن و متناسب با واقعیتهای خانوادگی (مانند پرهیز از ساعات ناوقت)
· جذب تسهیلکنندگان زن در صورت امکان یا استفاده از الگوهای حمایتی مورد قبول جامعه
· تأمین حریم خصوصی در دسترسی به آب و تشناب (حتی سهولت ابتدایی نیز اهمیت دارد)
مثال:
در یک مرکز موقت آموزشی، میزان حضور پسران مناسب است اما حضور دختران پایین میباشد. گفتوگوهای اجتماعی نشان میدهد که مسیر رفتوآمد از یک بازار مزدحم عبور میکند. برنامه با تغییر محل مرکز و ایجاد مسیر امنتر با حمایت اعضای جامعه، شرایط را بهبود میبخشد. در نتیجه، حضور دختران در مدت چند هفته افزایش مییابد.
شمولیت کودکان بیجاشده
کودکان بیجاشده اغلب با چالشهای ذیل روبهرو هستند:
· نبود اسناد یا سوابق آموزشی
· موانع زبانی
· ازدحام بیش از حد در مکاتب جوامع میزبان
· ننگ اجتماعی یا طردشدن
· وقفه در آموزش و ایجاد خلأهای آموزشی
راهبردهای عملی شامل موارد ذیل میباشد:
· تطبیق شیوههای انعطافپذیر ثبتنام در صورت امکان (بدون مطالبه اسنادی که خانوادهها از دست دادهاند)
· ایجاد سهولت های آموزشی تسریعی یا جبرانی (در مادیولهای بعدی بهتفصیل تشریح میشود)
· هماهنگی با مکاتب میزبان برای مدیریت ازدحام
· پیامرسانی اجتماعی برای کاهش ننگ و ترویج شمولیت
· بهکارگیری رویکردهای حمایتی روانی–اجتماعی که فشار و آسیبهای روانی را در نظر میگیرد
مثال:
در یک جامعه میزبان، برخی خانوادههای محلی باور دارند که کودکان بیجاشده «منابع را میگیرند». تیم آموزش در شرایط اضطراری با بزرگان جامعه و شوراهای مکاتب همکاری میکند تا معیارهای شفاف تعیین شده و توضیح داده شود که خدمات آموزشی به ثبات و انسجام جامعه کمک مینماید. در نتیجه، تنشها کاهش یافته و ثبتنام کودکان بیجاشده پذیرفتنیتر میگردد.
شمولیت کودکان دارای معلولیت
کودکان دارای معلولیت با موانعی روبهرو میشوند که در بسیاری موارد عملی و قابل حل است، از جمله:
· پلهها و زمینهای ناهموار که مانع دسترسی میگردد
· تشنابهای غیرقابل دسترس
· نبود سهولت مناسب نشستن
· روشهای تدریس ناسازگار با نیازهای متفاوت
· کمبود آگاهی در سطح جامعه
اقدامات عملی شامل موارد ذیل میباشد:
· ایجاد مراکز موقت آموزشی در مکانهای قابل دسترس (زمین هموار و فاصله کوتاه)
· ایجاد راههای دسترسی ساده یا اقدامات حمایتی در صورت امکان
· چیدمان انعطافپذیر صنف و تنظیم موقعیت نشستن
· آموزش تسهیلکنندگان در مورد اصول ابتدایی آموزش فراگیر
· دخیلساختن والدین برای درک نیازهای مشخص و تضمین مشارکت امن کودکان
مثال:
یک کودک دارای محدودیت حرکتی بهدلیل گلآلودشدن مسیر پس از بارندگی، حضور در صنف را متوقف میکند. جامعه با ایجاد یک مکان آموزشی نزدیکتر و تنظیم زمان صنف، شرایط را بهبود میبخشد. حضور کودک بدون نیاز به زیربنای پرهزینه از سر گرفته میشود.
شمولیت با بیانیهها تحقق نمییابد؛ بلکه مستلزم توجه دوامدار به موانع و بهکارگیری راهحلهای عملی در جریان تطبیق برنامهها میباشد.
در افغانستان، دسترسی به آموزش در جریان شرایط اضطراری تا حد زیادی به پذیرش و حمایت جامعه وابسته است. مشارکت مؤثر جامعه کمک میکند تا برنامههای آموزش در شرایط اضطراری مورد اعتماد قرار گیرد، مصون باشد و تداوم پیدا کند.
مشارکت جامعه شامل موارد ذیل میباشد:
مشارکت جامعه در آموزش در شرایط اضطراری بهمعنای دخیلساختن معنادار خانوادهها، رهبران جامعه و ساختارهای محلی در برنامهریزی، تطبیق و نظارت بر برنامه های آموزشی است. در شرایط اضطراری، جوامع نقش تعیینکنندهای در این دارند که آیا کودکان، بهویژه دختران و گروههای آسیبپذیر، میتوانند بهگونه امن به آموزش دسترسی یافته و آن را ادامه دهند یا خیر. اعتماد خانوادهها، پذیرش اجتماعی و دانش محلی همگی بر حضور، حفاظت و پایداری فعالیتهای آموزش در شرایط اضطراری تأثیر میگذارد. دخیلساختن بزرگان جامعه، کمیتههای آموزشی، گروههای زنان و داوطلبان جوان کمک میکند تا موانع شناسایی شود، مصونیت بهبود یابد، نظارت تقویت گردد و پاسخهای آموزشی متناسب با شرایط محلی، مورد اعتماد و پاسخگو به نیازهای محلی باشد.
· مشوره قبل از ایجاد مراکز موقت آموزشی
· برنامهریزی مشارکتی برای تعیین مکانها و زمانبندیهای امن
· نقش جامعه در نظارت و سرپرستی
· ارتباط منظم در مورد حضور شاگردان و موضوعات حفاظتی
· میکانیزمهای بازخورد و شکایت (در مادیولهای بعدی بهتفصیل تشریح میشود)
نهاد های کلیدی جامعه در دسترسی به آموزش
بسته به موقعیت، مشارکت جامعه میتواند شامل افراد و گروههای ذیل باشد:
· والدین و سرپرستان
· بزرگان جامعه و افراد بانفوذ
· شوراهای مکاتب یا کمیتههای آموزشی
· گروههای زنان (در صورت امکان)
· داوطلبان جوان و تسهیلکنندگان محلی
رویکردهای عملی برای مشارکت مؤثر
• بحث در مورد اینکه آموزش در کجا، برای چه کسانی و چگونه ارائه شود
• شناسایی نگرانیها در مورد مصونیت، دسترسی و شمولیت
• حمایت جامعه از پیگیری حضور شاگردان
• کمک جامعه در شناسایی کودکان آسیبپذیر
• حمایت جامعه از مسیرهای امن و نظارت
• توضیح معیارهای انتخاب و خدمات ارائهشده
• بهاشتراکگذاری تقسیم اوقات و اصول
• تشویق بازخورد بهموقع
• رسیدگی محترمانه به نگرانیها
• پرهیز از وعدههایی که امکان عملیشدن آن وجود ندارد
• حفظ ثبات و شفافیت در معلومات
مثال:
یک تیم آموزش در شرایط اضطراری بدون مشوره با جامعه یک مرکز موقت آموزشی ایجاد میکند. والدین بهدلیل ناآشنایی با تسهیلکنندگان، در فرستادن کودکان خود تردید دارند. پس از برگزاری یک نشست اجتماعی، یک کمیته برای نظارت بر فعالیتهای مرکز ایجاد میشود و والدین بهگونه منظم کودکان خود را به آموزش میفرستند. این مشوره سبب افزایش اعتماد و بهبود دسترسی میگردد.
مشارکت جامعه همچنان برای شناسایی کودکانی که بهدلیل موانع پنهان مانند معلولیت، کارهای خانه یا ننگ اجتماعی در آموزش حضور ندارند، بسیار حیاتی است.
مطالعه موردی: ایجاد مراکز موقت آموزشی فراگیر پس از بیجاشدگی
شرح وضعیت:
یک رویداد ناگهانی بیجاشدگی منجر به ایجاد یک تجمع بزرگ در نزدیکی مرکز یک ولسوالی میشود. مکاتب میزبان با ازدحام بیش از حد مواجه بوده و بسیاری از کودکان، بهویژه دختران، در آموزش حضور ندارند.
اقدامات همسو با موضوعات این مادیول:
• مکان های امن آموزشی / مراکز موقت یادگیری: ایجاد دو مرکز موقت آموزشی در نزدیکی محل تجمع خانوادهها، با تنظیم صنفها در نوبتهای صبح و بعدازظهر برای استفاده مؤثر از فضا و دسترسی بهتر کودکان.
· ایمنی مکتب و کاهش خطرات: انتخاب محلهای آموزشی دور از مسیرهای سیلابی و پرخطر، و نقشهبرداری مسیرهای دسترسی امن با حمایت و مشارکت فعال جامعه محلی.
· شمولیت: حمایت از مشارکت دختران از طریق مشوره با بزرگان و اعضای جامعه و تنظیم زمانبندی مناسب صنفها؛ ثبتنام کودکان بیجاشده بدون مطالبه اسناد ازدسترفته؛ شناسایی کودکان دارای معلولیت از طریق بازدیدهای خانوادگی و فراهمسازی سهولت های قابل دسترس متناسب با نیازهای آنان.
· مشارکت جامعه: حمایت از ایجاد و فعالیت یک کمیته آموزشی جامعه برای نظارت روزانه بر مراکز آموزشی، پیگیری حضور شاگردان، و تأمین ارتباط منظم با والدین و سرپرستان.
نتایج:
· حضور شاگردان در مدت شش هفته بهگونه پیوسته افزایش مییابد
· پس از تنظیم مسیرها، مشارکت دختران بهگونه محسوس بهبود مییابد
· والدین گزارش میدهند که کودکان آرامتر و سازگارتر شدهاند
· بهدلیل ایجاد روالهای تحت نظارت، نگرانیهای حفاظتی کاهش مییابد
درس کلیدی:
زمانیکه مراکز موقت آموزشی مصون باشد، خطرات بهگونه فعال کاهش یابد، شمولیت بهصورت هدفمند دنبال شود و جامعه بهعنوان شریک دخیل گردد، دسترسی به آموزش بهطور قابل ملاحظه بهبود مییابد.
نمونه ابزار: پلان اقدام برای دسترسی امن و فراگیر (نمونه ساده)
|
حوزه تمرکز |
مشکل شناساییشده |
اقدام عملی |
مسئول |
زمانبندی |
|
محل مرکز موقت آموزشی |
فاصله زیاد برای دختران |
انتقال یا تنظیم محل به نزدیکی جامعه |
تیم آموزش در شرایط اضطراری + کمیته |
1 هفته |
|
مصونیت |
عبور مسیر از کانال سیلاب |
شناسایی مسیر امنتر |
نقاط تماس جامعه |
2 روز |
|
دسترسی معلولیت |
پلهها مانع ورود میشود |
ایجاد رمپ ساده یا ورودی بدیل |
حمایت نیروی کار محلی |
1 هفته |
|
دانش آموزان بیجاشده |
نبود اسناد |
تطبیق ثبتنام انعطافپذیر |
هماهنگکننده مرکز موقت آموزشی |
فوری |
|
اعتماد جامعه |
اعتماد پایین والدین |
برگزاری نشست آشنایی |
تسهیلکنندگان + کمیته |
3 روز |
این مادیول بررسی کرد که برنامههای آموزش در شرایط اضطراری چگونه میتوانند دسترسی به آموزش امن و فراگیر را در افغانستان تضمین نمایند. در این مادیول، ایجاد مکان های امن آموزشی و مراکز موقت آموزشی، تطبیق تدابیر عملی مصونیت مکاتب و کاهش خطرات، و ترویج شمولیت دختران، کودکان بیجاشده و کودکان دارای معلولیت تشریح گردید. همچنان، اهمیت مشارکت جامعه بهعنوان عامل اساسی برای دسترسی و حفظ حضور شاگردان برجسته شد. از طریق مثالها، یک مطالعه موردی و یک قالب عملی پلان اقدام، این مادیول تأکید میکند که دسترسی امن از طریق برنامهریزی هدفمند، آگاهی دوامدار از خطرات و مشارکت واقعی جامعه تحقق مییابد.