2.8 آموزش همهشمول در شرایط بحرانی
آموزش همهشمول در شرایط اضطراری به این معنا است که همه کودکان، بدون در نظر گرفتن جنسیت، معلولیت، وضعیت بیجاشدگی یا پیشینه اجتماعی، بتوانند به فرصتهای آموزشی امن و معنادار دسترسی داشته باشند.
مفهوم آموزش همهشمول در شرایط اضطراری
آموزش همهشمول شامل موارد ذیل میباشد:
• برداشتن موانع فزیکی، اجتماعی و نهادی
• تعدیل محیطهای آموزشی و روشهای تدریس
• احترام به تنوع و کرامت انسانی
• تضمین مشارکت و احساس تعلق
در شرایط اضطراری، شمولیت بهمعنای رسیدن به وضعیت ایدهآل نیست، بلکه بهمعنای بهبود تدریجی از طریق اقدامات واقعبینانه و متناسب با شرایط میباشد.
رویکردهای عملی برای آموزش همهشمول در بحرانها
o امکان ثبتنام بدون الزامات سختگیرانه اسناد
o ارایه زمانبندیهای انعطافپذیر متناسب با مسئولیتهای خانوادهگی
o انتخاب مکانهایی که برای کودکان دارای معلولیت قابل دسترسی باشد
o ایجاد تعدیلات ساده مانند رمپ، تنظیم جاینشینی یا انتخاب محل نزدیکتر
o استفاده از روشهای مشارکتی متناسب با سطوح مختلف آموزشی
o تشویق حمایت همسالان و آموزش گروپی
o پرهیز از شیوههایی که باعث برچسبدادن یا منزویساختن شاگردان میشود
o شناسایی کودکان بازمانده از آموزش از طریق مشارکت جامعه
o همکاری با والدین برای رسیدگی به موانع مشخص
مثال:
یک برنامه آموزش در شرایط اضطراری تشخیص میدهد که کودکان دارای مشکلات شنوایی در صنفهای بزرگ دچار مشکل میشوند. تسهیلکنندگان با استفاده از ابزارهای بصری و فعالیتهای گروپی کوچک، روشهای تدریس را تعدیل میکنند.
شمولیت در چارچوب محدودیت منابع
شمولیت همواره نیازمند تجهیزات تخصصی یا هزینههای بلند نیست. بسیاری از اقدامات همهشمول بر موارد ذیل متکی است:
• نگرش و آگاهی
• انعطافپذیری در برنامهریزی
• حمایت جامعه
• تعدیلات ساده و عملی
آموزش همهشمول کیفیت کلی آموزش را تقویت میکند و تنها به نفع گروههای خاص نیست، بلکه برای همه شاگردان مفید میباشد.
آموزش در یک فضای کاملاً بیطرف اجرا نمیشود. در محیطهای متأثر از منازعه، اگر پویاییهای منازعه بهدقت در نظر گرفته نشود، برنامههای آموزشی میتواند بهگونه ناخواسته سبب افزایش تنشها یا تقویت نابرابریها گردد.
مفهوم آموزش حساس به منازعه
آموزش حساس به منازعه شامل موارد ذیل است:
• درک شرایط و بستر منازعه
• تشخیص اینکه آموزش چگونه با پویاییهای منازعه تعامل دارد
• طراحی برنامههایی که آسیب را به حداقل رسانده و همبستگی اجتماعی را تقویت نماید
در افغانستان، حساسیت نسبت به منازعه از اهمیت ویژه برخوردار است، زیرا:
• تنوع قومی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد
• تنشها و نارضایتیهای محلی شایع است
• رقابت بر سر منابع محدود جریان دارد
اصول کلیدی آموزش حساس به منازعه
o درک عوامل و پویاییهای منازعه در سطح محلی
o شناسایی گروههایی که ممکن است احساس محرومیت یا نابرابری نمایند
o اطمینان از ارایه عادلانه خدمات آموزشی
o پرهیز از ایجاد برداشت جانبداری یا تبعیض
o سهیم ساختن گروههای مختلف در برنامهریزی و تطبیق
o پرهیز از تقویت نابرابریهای موجود در قدرت
o پرهیز از محتوایی که ممکن است تنشها را تشدید کند
o ترویج ارزشهای احترام متقابل و همزیستی مسالمتآمیز در صورت مناسببودن
مثال:
اگر حمایت آموزشی تنها به یک گروه در یک جامعه چندپاره ارایه شود، ممکن است تنشها افزایش یابد. یک رویکرد حساس به منازعه با استفاده از معیارهای شفاف و پوشش متوازن، از بروز چنین وضعیت جلوگیری میکند.
آموزش حساس به منازعه بهمعنای دوری از وضعیتهای دشوار نیست؛ بلکه بهمعنای تعامل محتاطانه، آگاهانه و مسئولانه میباشد.
اصل «آسیب نرسان» یکی از اصول اساسی اقدامهای بشردوستانه است و در آموزش در شرایط اضطراری اهمیت ویژه دارد. این اصل ایجاب میکند که برنامه های آموزشی سبب پیامدهای منفی ناخواسته نگردد.
مفهوم اصل «آسیب نرسان» در آموزش در شرایط اضطراری
تطبیق اصل «آسیب نرسان» به این معنا است که:
• درک شود که کمکها میتواند بر پویاییهای محلی اثر بگذارد
• از اقداماتی که نابرابری یا تنش را افزایش میدهد، پرهیز گردد
• خطر آسیب به دانش آموزان و جوامع کاهش یابد
در آموزش، آسیب میتواند از طریق موارد ذیل ایجاد شود:
• دسترسی نابرابر به خدمات
• انتخاب نامناسب محل که خطرات مصونیتی ایجاد میکند
• شیوههای انضباطی نامناسب
• نادیدهگرفتن نگرانیهای حفاظتی و مصونسازی
تطبیق عملی اصل «آسیب نرسان»
o توضیح واضح اینکه چه کسانی و به چه دلیل حمایت میشوند
o استفاده از معیارهای مبتنی بر نیاز
o اطمینان از اینکه مکان های آموزشی مصون و تحت نظارت است
o پرهیز از شیوههایی که کودکان را در معرض خطر قرار میدهد
o مشوره منظم با جوامع
o رسیدگی زودهنگام به نگرانیها و شکایات
o بررسی تأثیر برنامه های آموزشی بر روابط اجتماعی
o تعدیل برنامهها در صورت بروز پیامدهای منفی
مثال:
یک برنامه آموزش در شرایط اضطراری مشوقهایی را معرفی میکند که تنها برخی خانوادهها را جذب مینماید و باعث تنش میگردد. پس از دریافت بازخورد، برنامه رویکرد خود را بازنگری نموده تا عدالت و توازن تأمین گردد.
اصل «آسیب نرسان» یک فهرست بررسی یکباره نیست، بلکه یک طرز فکر دوامدار است که باید در تمام مراحل چرخه برنامه تطبیق گردد.
مطالعه موردی: پاسخ آموزش در شرایط اضطراری همهشمول و حساس به منازعه
شرح وضعیت:
بیجاشدگی سبب تجمع خانوادهها با پیشینههای مختلف در یک جامعه میزبان میشود. خدمات آموزشی محدود است.
چالشها:
• رقابت بر سر مکان های محدود آموزشی
• نگرانیهای مصونیتی که بر حضور دختران اثر میگذارد
• محرومیت کودکان دارای معلولیت
پاسخ همسو با موضوعات مادیول:
• رسیدگی به موانع: زمانبندیهای انعطافپذیر و انتخاب مکانهای نزدیکتر، مشارکت دختران را افزایش میدهد.
• اقدامات شمولیتی: تعدیلات ساده دسترسپذیری و حمایت همسالان، حضور کودکان دارای معلولیت را ممکن میسازد.
• حساسیت نسبت به منازعه: معیارهای شفاف انتخاب و گفتوگوی جامعهمحور، تنشها را کاهش میدهد.
• اصل آسیب نرسان: نظارت دوامدار برای شناسایی و رسیدگی به نگرانیهای نوظهور.
نتایج:
• بهبود دسترسی برای دختران و کودکان بهحاشیهراندهشده
• کاهش تنشهای اجتماعی
• تقویت اعتماد جامعه به خدمات آموزشی
درس کلیدی:
جنسیت، شمولیت و حساسیت نسبت به منازعه باید بهصورت یکپارچه در نظر گرفته شود، نه بهعنوان موضوعات جداگانه.
نمونه: ابزار بازنگری جنسیت، شمولیت و حساسیت نسبت به منازعه
|
حوزه تمرکز |
پرسش کلیدی |
|
موانع |
کدام گروهها با بیشترین موانع دسترسی روبهرو اند؟ |
|
شمولیت |
چه تعدیلاتی برای شمول آنها نیاز است؟ |
|
منازعه |
آیا این برنامه ممکن است تنشها را افزایش دهد؟ |
|
آسیب نرسان |
آیا خطرات آسیب شناسایی و کاهش یافته است؟ |
|
بازخورد |
آیا بازخورد جامعه بهگونه منظم جمعآوری میشود؟ |
این مادیول به بررسی جنسیت، شمولیت و حساسیت نسبت به منازعه در آموزش در شرایط اضطراری پرداخت. موانع پیشروی دختران و گروههای بهحاشیهراندهشده، رویکردهای عملی آموزش همهشمول در شرایط بحرانی، اصول برنامهریزی آموزشی حساس به منازعه، و تطبیق اصل «آسیب نرسان» تشریح گردید. این مادیول از طریق توضیحات تحلیلی، مثالها، یک مطالعه موردی و یک ابزار عملی نشان داد که پاسخهای آموزشی عادلانه، همهشمول و آگاه از منازعه برای برنامههای مصون و مؤثر آموزش در شرایط اضطراری در افغانستان ضروری است.