2.5 رویکردهای تدریسِ حمایتی از نظر روانی–اجتماعی
کودکانی که از شرایط اضطراری متأثر میشوند، اغلب دچار فشار روانی، ترس، فقدان و بیاطمینانی هستند. از اینرو، رویکردهای تدریس در آموزش در شرایط اضطراری باید بهگونهای طراحی شود که از نظر روانی–اجتماعی حمایتی باشد و به کودکان کمک کند احساس امنیت، احترام و آمادگی برای آموزش داشته باشند.
چرا حمایت روانی–اجتماعی در تدریس و آموزش اهمیت دارد
فشار روانی حلنشده میتواند پیامدهای ذیل را در پی داشته باشد:
· دشواری در تمرکز
· چالشهای رفتاری
· انزوا یا رفتارهای پرخاشگرانه
· کاهش حضور و افزایش ترکتعلیم
تدریسِ حمایتی از نظر روانی–اجتماعی نیازمند آموزش تخصصی سلامت روان نیست، بلکه شامل شیوههای روزمرهای است که رفاه، امنیت عاطفی و آمادگی ذهنی کودکان را برای آموزش تقویت میکند.
عناصر کلیدی تدریسِ حمایتی از نظر روانی–اجتماعی
مثال:
یک تسهیلکننده هر جلسه را با یک فعالیت کوتاه گروپی آغاز میکند که در آن شاگردان یک نکته مثبت از روز خود را شریک میسازند. این کار پیش از آغاز یادگیری درسی، اعتماد و پیوند عاطفی ایجاد میکند.
حمایت روانی–اجتماعی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که بهگونه طبیعی در روند تدریس ادغام گردد، نه اینکه بهعنوان یک فعالیت جداگانه تلقی شود.
معلمان و تسهیلکنندگان محور اصلی موفقیت برنامههای آموزش در شرایط اضطراری میباشند، اما در جریان بحرانها اغلب با چالشهای جدی مواجه میشوند. حمایت و تقویت ظرفیت آنها برای حفظ کیفیت آموزش امری اساسی است.
چالشهای پیشِروی معلمان در شرایط اضطراری
در افغانستان، معلمان ممکن است با موارد ذیل روبهرو باشند:
· بیجاشدگی و از دستدادن اعضای خانواده یا داراییها
· افزایش حجم کار و صنفهای پرجمعیت
· دسترسی محدود به آموزش و نظارت
· تشویقهای مالی نامنظم یا پایین
· فشار و خستگی روانی
در نبود حمایت کافی، فرسودگی شغلی و ترک وظیفه معلمان میتواند تلاشهای آموزش در شرایط اضطراری را بهگونه جدی تضعیف نماید.